حاج رضایی: در هر شهرستانی یک جامعه کوچک به نام «ورزشگاه » وجود دارد که فضای آن‌ها تشکیل یافته از آدم هایی است که در جامعه‌ای بزرگ‌تر حضور دارند. تماشاگران فوتبال از دل جامعه بیرون می‌آیند. تماشاگر که در جامعه زندگی می‌کند، با چالشهایی در زندگی خود روبرو است و تنگناهایی در زندگی‌اش دارد که فضای ورزشگاه را جایی برای فریاد زدن و اعتراضش به وضع زندگی‌اش می‌بیند. تماشاگر در ورزشگاه هر کاری که می‌خواهد انجام می‌دهد و در آنجا برای خود ایمنی‌ای را متصور است که در جامعه بزرگ‌تر از آن محروم است و در واقع به نوعی به «فوتبال درمانی» می‌پردازد. البته منظور من این نیست که ایمنی موجود در ورزشگاه به تماشاگران اجازه بدهند که هر کاری بخواهند انجام دهند، بلکه می‌خواهم بگویم این فضای مجازی در ورزشگاه برای مردم ایجاد می‌شود که به نوعی خود را درمان کنند.

**امروزه دیگر لغت «تماشاگرنما» مصداق ندارد چون همه‌گیر شده است
حاج رضایی: مسایل دیگری نیز در ساختار فوتبال ایران وجود دارد که تماشاگران را عصبی می‌کنند. این مسایل را بارها در گزارش‌های خبری دیده‌ایم؛ گزارش‌هایی که نشان می‌دهند در مسابقات فوتبال و به ویژه‌ در بازی‌های مهم، تماشاگر محترم شناخته نمی‌شود و در ارائه خدمات، بلیت فروشی و مسایل دیگر به او احترام گذاشته نمی‌شود. همین مشکلات موجود در سرویس‌های بهداشتی ورزشگاه‌ها، آبخوری‌ها و عدم ارائه خدمات مناسب مقدمات تشتت ذهنی تماشاگران را ایجاد می‌کند و آن‌ها را در معرض شدیدترین آسیبها قرار می‌دهد. مجموعه این مسایل باعث می‌شود تماشاگران از حدی که نباید بالاتر بروند، فراتر روند. نباید ورزشگاه را نیز به صورت منفرد و جداگانه بررسی کرد و تماشاگران را نباید مقصرین اصلی مشکلات فرهنگی فوتبال دانست. در رسانه‌های ما پیش‌تر به عده اندکی که در ورزشگاه‌ها بی نظمی ایجاد می‌کردند و شعارهای نامناسب می‌دادند، «تماشاگرنما» گفته می‌شد، اما این لغت امروزه دیگر مصداق ندارد چرا که این مسایل در همه ورزشگاه‌ها و بین همه تماشاگران وجود دارد. چندین ورزشگاه در کشور ما وجود دارد که کیلومترها از شهرها دور هستند و نه سرویس حمل و نقل مناسبی دارند و نه در آن‌ها خدمات مناسبی به تماشاگران ارائه می‌شود. مردم خسته و درمانده از راه‌های دور به ورزشگاه می‌روند تا بازی تیمشان را نظاره کنند. حال اگر تیمشان بازی را ببازد، میزان ناهنجاری‌ها بیشتر می‌شود. ممکن است تماشاگر پس از پایان بازی ساعت‌ها در بیابان منتظر ماشین بماند و خسته و عصبی شود؛ آن زمان است که شیشه‌ها شکسته می‌شود و سایر اتفاقات تلخ رخ می‌دهد.ادامه دارد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳ | ۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

قالب وبلاگ