بااستاد مجید جلالی درباره حضور پپ در بایرن مونیخ

آلمان می خواهد به حکومت اسپانیا بر فوتبال جهان پایان دهد

حضور پپ گواردیولا در فوتبال آلمان موضوع ساده ای نیست. به نظر می رسد آلمان ها از جذب سرمربی سابق بارسلونا هدف های بزرگی را دنبال می کنند؛ اهدافی که مجید جلالی اعتقاد دارد تنها یک تصمیم باشگاهی نبوده و یک اراده ملی برای جذب این مربی بزرگ در کار بوده است. گفت وگوی اختصاصی مثلث با این کارشناس علم گرای فوتبال ایران را می خوانید.

اگر بخواهیم درباره پپ گواردیولا صحبت کنیم باید از کجا شروع کنیم؟

من اعتقاد دارم آن چیزی که پپ را از سایر مربیان در دنیای فوتبال متمایز می کند روحیه ساختار شکن این مربی است. پپ در همه زمینه ها یک مربی ساختار شکن است. در ادبیاتی که به کار می برد. در روش های انضباطی اش، در تمریناتی که برای تیمش در نظر می گیرد، در روبرو شدن با رسانه ها و همکارانش و به طور کلی در همه زمینه ها پپ شخصیتی ساختار شکن دارد.

این روحیه چه کمکی به او کرده است؟

خب ساختار شکنی همیشه مزایا و معایبی را برای فرد ساختار شکن همراه دارد اما برای پپ بیشتر تبعاتی مثبت همراه داشته است آنجا که او با همین روحیه موفق شده تولیدات جدیدی را به دنیای فوتبال عرضه کند. تولیداتی که هم خودش و هم دیگران را وادار به فکر کرد.

منظور شما از دیگران چیست؟

دیگران یعنی مخالفان پپ. ببینید، خیلی ها وقتی می خواستند درباره پپ صحبت کنند شکل بازی بارسلونا یعنی ایده پاس کاری های فراوان میان بازیکنان را موضوعی کم اهمیت جلوه می دادند. برای مخالفت خود نیز دلایلی ارائه می کردند. مثلا می گفتند 80 درصد گل هایی که در جام جهانی به ثمر رسیده است حاصل کمتر از 3 پاس بوده است. بنابراین چه دلیلی دارد که توپ بی مورد میان بازیکنان ردو بدل شود. این اتفاق مهمی نیست و نباید خیلی به آن توجه کرد. اینها مخالف خوانی منتقدان پپ بود اما عده ای از مربیان هم درباره سبکی که مجری اصلی اش پپ بود تامل کردند.

مخالفان پپ بیشتر از کدام کشورها بودند؟

از انگلیس و آلمان. مربیان شاغل در این دو کشور بارها علیه سبک پپ بدون آنکه به جزییات آن بیندیشند موضع گیری کردند اما خب گروه دیگری از مربیان فوتبال هم تصمیم گرفتند به جای مخالفت های آنی تامل در شیوه بازی بارسا را در دستور کارشان قرار دهند.

آیا تنها پپ بود که باعث شد این سبک از بازی "تیکی تاکا" در بارسا جا بیفتد؟

نه، پپ در این جریان تنها نبود. 15 سال قبل کرایوف و بعد از آن لوئیز ونگال و البته رایکارد این سبک را در بارسا تجربه کردند. اما این پپ بود که مجری نهایی این سبک بود. شاید جالب باشد که بدانیم آرسن ونگر هم این سبک را به خوبی درک کرد و قصد داشت در آرسنال این شیوه بازی را پیاده کند اما خب آن چیزی که پپ را همه کاره تیکی تاکا کرد این بود که وی این شیوه بازی را به بازدهی کامل رساند. هر چند شروع کننده های این راه بزرگ ونگال و رایکارد بودند.

اما پپ مجری اصلی بود. نه؟

دقیقا. او مجری اصلی بود و به دنیای فوتبال نشان داد که این سبک از بازی سبک برتری است. البته به هیچ وجه نباید از روش هایی که پپ برای اجرایی کردن این سبک در نظر گرفت غافل شویم.

راستی شما به روحیه پپ در مواجه با بازیکنان ، رسانه ها و حتی همکارانش صحبت کردید. در این باره شاید بهتر باشد بیشتر توضیح بدهید. چرا پپ در این زمینه هم متفاوت است؟

قبل از اینکه پپ گواردیولا به بارسا بیاید امثال لوئیز ونگال و رایکارد در این تیم کار کردند. مربیانی که اگر چه اصول خاص خودشان را داشتند اما بالاخره در مواقعی پیش می آمد که علیه داور، رسانه ها و حتی همکاران خود یعنی مربیان تیم های رقیب موضع گیری و پرخاشگری می کردند. به عنوان مثال یک بار در دوره مربیگری ونگال نخست وزیر اسپانیا علیه برخی تصمیمات ونگال در بارسا دست به انتقاد زد و این مربی بلافاصله و با تندترین شکل ممکن پاسخ نخست وزیر اسپانیا را داد و به او گوشزد کرد که او همه کاره امور فنی بارسا است و به کسی اجازه دخالت نمی دهد. در واقع پپ هم به اصول خود پایبند بود اما ادبیاتی را به کار می گرفت که از او چهره ای قابل احترام ساخت نه چهره ای پرخاشگر. خیلی از مربیان در دنیای فوتبال هستند که دست به لجبازی می زنند. مانچینی در منچستر سیتی و فرگوسن در منچستر یونایتد از جمله همین مربیان هستند. اما پپ هیچ وقت در مورد داور، بازیکنان و همکارانش تندخویی نکرده است و همواره با احترام درباره دیگران سخن گفته است. حتی وقتی مورینیو که مقابل پپ اکثرا چهره ای بازنده بود درباره وی بارها دست به بداخلاقی زد و جنگ روانی راه انداخت پپ اصلا درباره او و تیمش حرفی نزد. خب یک مربی چطور باید بزرگ بودن خود را نشان دهد. یا به عنوان مثال خیلی ها هنوز فراموش نکرده اند که گواردیولا در آستانه فینال بزرگ اروپا میان بارسا و منچستر یونایتد چگونه درباره فرگوسن سخن گفت و او را معلمی بزرگ در دنیای مربیگری خواند. او درباره رقیب خود اینگونه سخن گفت و چند روز بعد فرگوسن را در مستطیل سبز شکست داد و جام قهرمانی را از آن بارسا کرد.

در واقع می توان گفت پپ گواردیولا یک استثنا در دنیای مربیگری است. درست است؟

او یک الگو است. یک الگوی جدید. ما مربیان با اخلاق و دانشمند زیادی در دنیای فوتبال داشته ایم که اتفاقا روحیه شان به پپ نزدیک است اما چون مربیان برنده ای نبوده اند ناخودآگاه از گردونه مربیان جریان ساز در دنیای فوتبال خارج شده اند اما پپ هم روحیه بزرگ منشانه ای دارد و اخلاق خوب او قابل تحسین است و هم اینکه موفق شده نتایج خیره کننده ای کسب کند و جام های متعددی را به دست بیاورد.

آقای جلالی! عده ای معتقدند اگر تیم ملی اسپانیا حالا چند سالی است که همه جام های بزرگ در فوتبال را از آن خود می کند یکی از عوامل موثر این افتخارات شخص پپ گواردیولا است. چون در واقع فوتبال اسپانیا از سبک بازی بارسا الهام گرفته است. نظر شما چیست؟

ببینید، در این مورد نمی توان تا این حد با قاطعیت سخن گفت. پپ قطعا تاثیر ویژه ای داشته است. اما تیکی تاکا البته نه با شیوه ای که بارسا آن را ارائه می کند بلکه در طبقه ای متفاوت در رئال مادرید هم ارائه شده است. در دوره مربیگری دل بوسکه این سبک از بازی در رئال مادرید چشمگیر بود. البته باز هم باید تاکید کنم که پپ سهم عمده ای در موفقیت های فوتبال ملی اسپانیا داشته است اما جالب است بدانید که تئوری تیکی تاکا در دوره مربیگری دل بوسکه نیز مطرح شده بود و کم کم در فوتبال اسپانیا جا افتاد. وقتی آراگونش در یورو 2008 تیم ملی اسپانیا را به عنوان قهرمانی رساند در واقع دوران طلایی فوتبال اسپانیا آغاز شد و کم کم تیم های بزرگ فوتبال اسپانیا یعنی رئال مادرید و بارسلونا به این شیوه بازی روی آوردند که البته بارسا در این زمینه چند گام بالاتر از رئال حرکت کرد.

به نظر شما چرا پپ با همه موفقیت هایی که در بارسا به دست آورد و با محبوبیت بی نظیری که نزد هواداران این تیم به دست آورده بود در اوج تصمیم به خداحافظی از کاتالان ها گرفت؟

او بهترین تصمیم ممکن را گرفت. پپ به خوبی می دانست که یک مربی نمی تواند آهنگ کارش را برای سال های متمادی با یک تیم در یک سطح حفظ کند. او به خوبی می دانست که روی دیگر موفقیت در دنیای مربیگری دوران افت و ناکامی است به همین دلیل نمی خواست این ناکامی را در یکی از بزرگترین باشگاه های دنیا یعنی بارسلونا تجربه کند. اگر اراده می کرد می توانست تا 10 سال دیگر هم در بارسا بماند اما او علاقه ای نداشت که در بارسا دوران افت را تجربه کند. در واقع پپ می توانست فرگوسن بارسلونا شود اما او تصمیم گرفت گواردیولا باشد. رازهایی را برای خودش نگه دارد و تا مدتی به خودش و افکارش استراحت بدهد.

این کار چه فایده ای برای او داشت؟

این تصمیم باعث شد تا او همچنان مورد توجه خیلی از باشگاه های بزرگ دنیا قرار بگیرد. پپ رازهای بزرگی را هنوز در ذهن خودش نگه داشته است. رازهایی که خیلی ها به دنبال رمزگشایی آن هستند. اگر شما به تاریخچه فوتبال نگاه کنید متوجه می شوید که مربیانی که حرف هایی برای گفتن داشته اند سرنوشت کاری شان نیز پر از اتفاق بوده است. در واقع این نوع مربیان ناخواسته فکرهای مخالف فراوانی را باعث می شوند. مربیان مخالف شبانه روز تلاش می کنند تا از طریق فکرهایی بر ضد امثال گواردیولا خودشان و ایده شان را مطرح کنند.

اما پپ می توانست به بارسا برگردد. چندی پیش شایعه بازگشت وی به بارسا سروصدای زیادی راه انداخت اما او به ملاقات تیتو رفت و همه شایعات را تکذیب کرد. چرا؟

روشن است. همین روحیه از پپ یک مربی بی نظیر ساخته است. تصمیمات او مانور تبلیغاتی نیست. ما مربیان زیادی را می شناسیم که همواره به دنبال هیاهوی رسانه ای هستند و از هیچ کوششی برای تخریب دیگر مربیان دریغ نمی کنند اما وقتی پپ از بارسا جدا می شود به دنبال اهداف تازه ای در زندگی حرفه ای اش می گردد. همه ما می دانیم که وقتی پپ از بارسا جدا شد باشگاه های زیادی به دنبال جذب او بودند. قطری ها سخت در اندیشه جذب پپ بودند و با کمال میل مبلغی را به او می پرداختند که در تاریخ فوتبال باور نکردنی بود. اما پپ به قطر نرفت. او این فرصت را به خودش داد که بیشتر به بازسازی روحی و فکری خودش بپردازد.

او آن قدر صبر کرد که بالاخره بهترین پیشنهاد ممکن از راه رسید. این طور نیست؟

قبل از اینکه به موضوع پیوستن پپ به بایرن بپردازیم باید نکاتی را درباره فوتبال آلمان بررسی کنیم. ببینید، آلمان ها از سال 2001 به بعد دوره جدیدی را در فوتبال کشورشان آغاز کردند. دست به استعدادیابی زدند، برنامه های توسعه فوتبال ملی شان را پیگیری کردند و به این ترتیب نسل جدیدی در تیم ملی آلمان شکل گرفت که توانست تحسین خیلی ها را همراه داشته باشد. در یورو 2012 خیلی  از کارشناسان تاکید داشتند که تیم ملی آلمان قطعا جام قهرمانی را بالای سر می برد اما وقتی به آن شکل مقابل تیم ملی ایتالیا بازی را واگذار کردند و از رسیدن به فینال محروم ماندند از خودشان سئوالاتی را پرسیدند. اینکه ما چه چیزی کم داریم که با این نسل طلایی و با این فوتبال زیبا نیز نمی توانیم به جام قهرمانی برسیم؟ کم کم سئوال مهم تری هم شکل گرفت؛ فوتبال فردا چه فاکتوری دارد که ما نداریم؟ بعد به این نتیجه رسیدند که موضوع مالکیت توپ بسیار اهمیت دارد. برای دستیابی به این فن آنها چه باید می کردند جز اینکه مجری اصلی این طرح بزرگ را به مونیخ ببرند.

خب شاید مربیان دیگری هم بودند که می توانستند این شیوه از بازی را در بایرن مونیخ پیاده کنند. این طور نیست؟

بله، همین طور است. اما آلمان ها روحیه خاصی دارند؛  آنها علاقه ای به کپی ندارند. وقتی می توانند مربی که در این زمینه امتحانش را به خوبی پس داده است را به بایرن ببرند چرا باید سراغ دیگر مربیانی بروند که تضمین بالایی درباره موفق شدن شان وجود ندارد. در واقع آلمان ها به دنبال معمار اصلی سبک تیکی تاکا بودند و این معمار را به بایرنی بردند که تیمی بسیار تاثیر گذار در فوتبال ملی آلمان محسوب می شود.

ایا آلمان ها قصد دارند از حضور پپ در بایرن مونیخ به نوعی در معادلات فوتبال ملی خود نیز بهره ببرند؟

شک نکنید که همین طور است. چندی پیش مدیر فنی تیم ملی آلمان مصاحبه ای انجام داد که می تواند به خوبی پاسخ این سئوال را بدهد. او در مصاحبه اش تاکید کرد که ما قصد داریم از طریق تیکی تاکای اسپانیایی جام جهانی 2014 را بالایی سر ببریم. گمشده فوتبال آلمان همین جام قهرمانی است و حالا آنها با حضور پپ می خواهند راه های میانبر را برای رسیدن به این جام پیگیری کنند. البته همه اینها یک تحلیل به حساب می آید. ممکن است پپ دوره ای را در بایرن کار کند و حتی نتواند آن طور که انتظار می رود موفق شود. اما مهم این است که او همین حالا تصمیم درستی گرفته است. همه این موضوعاتی که مطرح می کنیم در واقع به فوتبال فردا برمی گردد. من زمانی در مورد این مساله صحبت کردم. فکر می کنم در جام جهانی آفریقای جنوبی بود که به عنوان کارشناس در یکی از بازی های تیم ملی اسپانیا حضور پیدا کردم و موضوع فوتبال فردا را مطرح کردم. روز بعد کارشناس دیگری به برنامه رفت و به نوعی با تمسخر درباره حرف های من صحبت کرد. البته مجری برنامه نیز با آن کارشناس همراهی کرد اما اهمیتی نداشت چون خیلی ها در این مورد تحمل فکر کردن به ایده دیگران را ندارند. این همان حلقه مفقوده فوتبال ما است یعنی به جای فکر کردن و تحمل ایده های یکدیگر به تخریب و تمسخر روی می آوریم. مربیان فردا همواره به سلاح تحمل ایده های دیگران مجهز هستند. حالا اگر بخواهیم به بحث خودمان برگردیم باید بگویم هیچ کس جزییات موضوع مهم مالکیت توپ را بهتر از سرمربی بارسلونا نمی داند.

آلمان ها دقیقا به چه دلیلی سراغ پپ رفته اند؟

آنها حالا مجری اصلی سبک برتر دنیای فوتبال را در اختیار دارند. آلمان ها می خواهند ضریب موفقیت در جام جهانی 2014 برزیل را بالا ببرند. خیلی از کشورها با برنامه های بلند مدت سعی می کنند که ضریب موفقیت شان در جام جهانی را حتی برای 2 درصد بالا ببرند حال آنکه حضور پپ در فوتبال آلمان می تواند موفقیت آنها در برزیل را حداقل 20 درصد بالا ببرد.

آبا آلمان ها می خواهند سبک فوتبال خودشان را تغییر بدهند؟ این کار به سادگی انجام نخواهد شد. درست است؟

دقیقا همین طور است. آنها چنین تصمیمی دارند و برای ایجاد تغییر در سبک فوتبال ملی خود از تیم های بزرگ خود شروع می کنند. آنها برای پیشرفت کردن خود را از تعصبات بی مورد رها کرده اند. مثلا آنها نمی گویند بایرن مونیخ را تنها یک پیشکسوت بایرنی باید هدایت کند. اتفاقی که در فوتبال ما رخ می دهد. در پرسپولیس و استقلال این شرایط بارها پیش آمده است. آنها این تعصب بی مورد را کنار گذاشته اند چون فقط به دنبال پیشرفت هستند. به همین دلیل است که ماگات را از وولفسبورگ به بایرن آوردند. همین طور اوتمار هیتسفلد را به مونیخ بردند. آنها اسیر سنت پرستی نمی شوند چون به طور مرتب در باشگاه بایرن مونیخ همه افراد از خودشان می پرسند که منابع پیشرفت کجاست؟ در واقع می خواهم بگویم آوردن پپ به بایرن مونیخ یک تصمیم ملی بوده است نه یک تصمیم باشگاهی.

اما حالا سئوال دیگری مطرح می شود؛ چرا پپ بایرن مونیخ را انتخاب کرد؟

ما در سال 2001 برای گذراندن دوره ای حرفه ای به انگلیس رفتیم. از آکادمی باشگاه لیورپول دیدن کردیم. قبل از آن هم چند آکادمی دیگر را دیده بودیم. اندی راکسبورگ مدیر آموزش مربیان یوفا بود. او درباره استانداردهای یک باشگاه از ما پرسید. ما که به وجد آمده بودیم به آکادمی لیورپول اشاره کردیم. اندی راکسبورگ به ما گفت اگر شما باشگاه بایرن مونیخ را ببینید، متوجه می شوید که لیورپول و آکادمی آن مقابل بایرن مونیخ چیزی نیست جز یک روستا. خب با این مقدمه می خواهم به دو باشگاه بزرگ دنیا اشاره کنم؛ بایرن مونیخ و رئال مادرید. این دو باشگاه از لحاظ امکانات و ساختار در دنیا بی نظیر هستند.

پپ نمی توانست رئال مادرید را انتخاب کند.درست است؟

بله، او قطعا به رئال نمی رفت. تنها گزینه بایرن مونیخ بود. از این گذشته پپ حتما درباره این تصمیم خیلی فکر کرده است. او اگر به منچستر سیتی می رفت باید با مولتی تلیاردرهای عرب سر و کار داشت. اگر به چلسی می رفت همصحبت او آبراموویچ بود اما او در بایرن همنشین بکن باوئر می شود و با این چهره بزرگ تاریخ فوتبال طرف خواهد بود. برای پپ پول در اولویت نخست نیست. بلکه این برایش مهم است که با چه کسی یا چه مجموعه ای طرف است.

آیا او موفق خواهد شد؟

اگر او به سرمربیگری تیم ملی آلمان رسید نباید تعجب کنیم. آلمان ها به دنبال استفاده حداکثری از گواردیولا هستند. اما کار پپ بسیار سخت خواهد بود. ماموریت پپ تغییر مکتب فوتبال آلمان است و استارت این کار باید در بزرگترین باشگاه آلمانی یعنی بایرن مونیخ کلید بخورد. پروسه ای حداقل سه ساله که به نظرم پپ می تواند از عهده اش به خوبی برآید. آلمان ها تصمیم گرفته اند با تغییرروش در فوتبال خود اسپانیا را به زیر بکشند. آنها می خواهند به حکومت اسپانیا بر فوتبال جهان پایان بدهند و به همین منظور فرمانده بزرگ و اصلی رقیب را به جبهه خود آورده اند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

قالب وبلاگ