کلیه تیمها زحمت میکشند ، تمرین میکنند تا بازیکنان در طول ۴۸ ساعت در زمان بازی در اوج آمادگی قرار داشته باشد .راههای بسیاری برای بهبود بازدهی بازیکنان در روز مسابقه توصیه شده است که نقش تغذیه اجتناب ناپذیرترین عامل در امادگی بازیکنان میباشد .در تغذیه مواد مغذی اصلی بدن شامل کربو هیدارتها یا همان قندها ، پروتئینها و چربیها میباشد . همچنین میتوان مصرف مایعات و حتی خواب به عنوان دیگر عوامل مهم رساندن بازیکنان به شرایط آرمانی در روز مسابقه نام برد .
در این مطلب قصد داریم تا به بررسی چگونگی تغذیه ، خواب و مایعات قبل ، حین و بعد از بازیها اشاره کنیم .

کربو هیدراتها

 کربو هیدراتها از کربن ، هیدروژن و اکسیژن و آبها تشکیل میشود . بدن برای دستیابی سریع به انرژی نیازمند کربوهیدارتهاست .
کربو هیدارتها موثرترین عامل تولید انرژی در بدن می باشد . چیزی در حدود
۶۰ تا ۷۰ درصد انرژی بدن به واسطه کربو هیدارتها تامین میشود . کربو هیدارتها در غذاهایی نظیر سیب زمینی ، برنج ، نان و ماکارونی یافت میشود که پس از مصرف در مدت ۲ ساعت از معده خارج و در مدت زمان ۳ تا ۴ ساعت تولید انرژی میکند و در بدن مورد استفاده قرار میگیرد .
به نظر من خورشت قیمه یک غذای کامل است .همچنین غذاهای آب دار به دلیل حفظ ارزشهای غذایی مواد ، بسیار غذای مناسبی است . ماکارونی نیز باید با نان خورده شود . مصرف گوشت سفید در روز مسابقه توصیه میشود ، همچنین توصیه میکنم از مصرف غذاهای سرخ کردنی پرهیز شود .

پروتئین ها

چیزی حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از انرژی بدن از طریق پروتئینها تامین میشود . پروتئینها را میتوانید در غذاهایی چون : زرده تخم مرغ ، لبنیات و گوشت قرمز بیابید .
منبع اسیدهای آمینه در بدن غذاهای پروتئین دار هستند . پس برای فراهم آوردن ترکیبات لازم جهت انجام ترمیم بافتها و وظایف طبیعی بکار می روند .
غذاهای نباتی مثل نخود و آجیل ( البته نه تخمه ) برای ترمیم بافتهای بدن و رشد عضلات و منطبق شدن آنزیمی لازم است . اگر در هنگام مصرف غذا پروتئین کافی دریافت نشود ، در آینده بازسازی سلول اتفاق نمی افتد و در برخی از بافتهای حساس بدن از بین خواهد رفت .
فراموش نکنید ؛ یکی از دلایل گرفتگی عضلات بدن کم بودن املاح بدن است .

چربی ها

انرژی حاصل از سوخت چربیها بیش از پروتئینها و کربوهیدراتهاست . هر گرم پروتئین و کربو هیدارت ۴ کیلو کالری انرژی تولید میکند این در حالی است که هر گرم چربی ۹ کیلو کالری انرژی برای بدن فراهم می آورد . هر چند سرعت هضم چربی ها کمتر از سایر مواد غذایی بدن است ، اما با اصلی ترین منبع انرژی از فعالیتهای طولانی از چربی به دست می آید .
نکته : هنگام سوخت چربی اکسیژن بیشتری مصرف میشود ، پس مصرف آن در روز بازی اصلا توصیه نمیشود .

تغذیه پیش از بازی

دو روز مانده به مسابقه باید رژیم غذایی مناسبی اتخاذ گردد . از صرف غذاهایی چون ، نوشابه های گازدار ، ادویه و چربی زیاد پرهیز شود . از مصرف غذایی که حاوی مقادیر زیاد سلولزی مانند کاهو ، خود داری شود .
همچنین در روز مسابقه ۳ تا ۴ ساعت قبل از بازی نباید غذایی صرف شود ، زیرا زمان کافی برای هضم و جذب به بدن وجود ندارد .
بازیکنی که صبحانه و ناهارش در روز مسابقه یکی است ، بازدهی کمتری در زمان بازی از خود نشان میدهد . اولین وعده غذایی در روز مسابقه صبحانه است ( این را به بازیکنان خود متذکر شوید ) که باید در حدود ۶ تا ۷ ساعت قبل از زمان برگزاری بازی مصرف شود . دومین وعده غذایی نیز ناهار است که باید در حدود ۳ تا ۴ ساعت قبل از بازی صرف شود .
مصرف مایعات در روز بازی باید در چند مرحله مورد استفاده قرار گیرد .
۲ تا ۳ ساعت قبل از بازی مصرف ۵۰۰ سی سی آب . یک ساعت مانده به بازی نیز به همین مقدار و مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ سی سی آب در حین بازی و بین نیمه ها توصیه میشود . مصرف مایعات تا پس از اتمام بازی باید ادامه پیدا کند ، تا آب از دست رفته جایگزین شود .
مایع باید خنک باشد اما نباید بیش از اندازه سرد باشد ؛ زیرا در بدن گرما و سرما ایجاد میشود که با یکدیگر مغایرت دارند . محتوای قند مایعات نیز باید کم باشد .
نظر شخصی بنده این است که ۲ ساعت قبل از بازی و در حدود ۳۰ دقیقه بگذارید بازیکنان بخوابند تا ریکاوری ذهنی و عضلانی در بدنشان رخ دهد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

کلیه تیمها زحمت میکشند ، تمرین میکنند تا بازیکنان در طول ۴۸ ساعت در زمان بازی در اوج آمادگی قرار داشته باشد .راههای بسیاری برای بهبود بازدهی بازیکنان در روز مسابقه توصیه شده است که نقش تغذیه اجتناب ناپذیرترین عامل در امادگی بازیکنان میباشد .در تغذیه مواد مغذی اصلی بدن شامل کربو هیدارتها یا همان قندها ، پروتئینها و چربیها میباشد . همچنین میتوان مصرف مایعات و حتی خواب به عنوان دیگر عوامل مهم رساندن بازیکنان به شرایط آرمانی در روز مسابقه نام برد .
در این مطلب قصد داریم تا به بررسی چگونگی تغذیه ، خواب و مایعات قبل ، حین و بعد از بازیها اشاره کنیم .

کربو هیدراتها

 کربو هیدراتها از کربن ، هیدروژن و اکسیژن و آبها تشکیل میشود . بدن برای دستیابی سریع به انرژی نیازمند کربوهیدارتهاست .
کربو هیدارتها موثرترین عامل تولید انرژی در بدن می باشد . چیزی در حدود
۶۰ تا ۷۰ درصد انرژی بدن به واسطه کربو هیدارتها تامین میشود . کربو هیدارتها در غذاهایی نظیر سیب زمینی ، برنج ، نان و ماکارونی یافت میشود که پس از مصرف در مدت ۲ ساعت از معده خارج و در مدت زمان ۳ تا ۴ ساعت تولید انرژی میکند و در بدن مورد استفاده قرار میگیرد .
به نظر من خورشت قیمه یک غذای کامل است .همچنین غذاهای آب دار به دلیل حفظ ارزشهای غذایی مواد ، بسیار غذای مناسبی است . ماکارونی نیز باید با نان خورده شود . مصرف گوشت سفید در روز مسابقه توصیه میشود ، همچنین توصیه میکنم از مصرف غذاهای سرخ کردنی پرهیز شود .

پروتئین ها

چیزی حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از انرژی بدن از طریق پروتئینها تامین میشود . پروتئینها را میتوانید در غذاهایی چون : زرده تخم مرغ ، لبنیات و گوشت قرمز بیابید .
منبع اسیدهای آمینه در بدن غذاهای پروتئین دار هستند . پس برای فراهم آوردن ترکیبات لازم جهت انجام ترمیم بافتها و وظایف طبیعی بکار می روند .
غذاهای نباتی مثل نخود و آجیل ( البته نه تخمه ) برای ترمیم بافتهای بدن و رشد عضلات و منطبق شدن آنزیمی لازم است . اگر در هنگام مصرف غذا پروتئین کافی دریافت نشود ، در آینده بازسازی سلول اتفاق نمی افتد و در برخی از بافتهای حساس بدن از بین خواهد رفت .
فراموش نکنید ؛ یکی از دلایل گرفتگی عضلات بدن کم بودن املاح بدن است .

چربی ها

انرژی حاصل از سوخت چربیها بیش از پروتئینها و کربوهیدراتهاست . هر گرم پروتئین و کربو هیدارت ۴ کیلو کالری انرژی تولید میکند این در حالی است که هر گرم چربی ۹ کیلو کالری انرژی برای بدن فراهم می آورد . هر چند سرعت هضم چربی ها کمتر از سایر مواد غذایی بدن است ، اما با اصلی ترین منبع انرژی از فعالیتهای طولانی از چربی به دست می آید .
نکته : هنگام سوخت چربی اکسیژن بیشتری مصرف میشود ، پس مصرف آن در روز بازی اصلا توصیه نمیشود .

تغذیه پیش از بازی

دو روز مانده به مسابقه باید رژیم غذایی مناسبی اتخاذ گردد . از صرف غذاهایی چون ، نوشابه های گازدار ، ادویه و چربی زیاد پرهیز شود . از مصرف غذایی که حاوی مقادیر زیاد سلولزی مانند کاهو ، خود داری شود .
همچنین در روز مسابقه ۳ تا ۴ ساعت قبل از بازی نباید غذایی صرف شود ، زیرا زمان کافی برای هضم و جذب به بدن وجود ندارد .
بازیکنی که صبحانه و ناهارش در روز مسابقه یکی است ، بازدهی کمتری در زمان بازی از خود نشان میدهد . اولین وعده غذایی در روز مسابقه صبحانه است ( این را به بازیکنان خود متذکر شوید ) که باید در حدود ۶ تا ۷ ساعت قبل از زمان برگزاری بازی مصرف شود . دومین وعده غذایی نیز ناهار است که باید در حدود ۳ تا ۴ ساعت قبل از بازی صرف شود .
مصرف مایعات در روز بازی باید در چند مرحله مورد استفاده قرار گیرد .
۲ تا ۳ ساعت قبل از بازی مصرف ۵۰۰ سی سی آب . یک ساعت مانده به بازی نیز به همین مقدار و مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ سی سی آب در حین بازی و بین نیمه ها توصیه میشود . مصرف مایعات تا پس از اتمام بازی باید ادامه پیدا کند ، تا آب از دست رفته جایگزین شود .
مایع باید خنک باشد اما نباید بیش از اندازه سرد باشد ؛ زیرا در بدن گرما و سرما ایجاد میشود که با یکدیگر مغایرت دارند . محتوای قند مایعات نیز باید کم باشد .
نظر شخصی بنده این است که ۲ ساعت قبل از بازی و در حدود ۳۰ دقیقه بگذارید بازیکنان بخوابند تا ریکاوری ذهنی و عضلانی در بدنشان رخ دهد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

استعداد یابی

در فوتبال آلمان برای آنکه بازیکنان را در سن پایه تست کنند این کار را انجام میدهند:

بازیکنان بعد از تمرین برای خوردن غذا به رستوران میروند و آلمانها عاشق نان هستند. برای همین  کار نان ها را روی میز غذا خوری می گذارند همین که بازیکنان سر میز می نشینند نانها را جمع کرده و غذای دیگری روی میز می گذارند. بعضی بازیکنان با غذای دیگری خود را سیر می کنند و بعضی ها روی میز می کوبند و فریاد میزنند ما نان می خواهیم و به دنبال نان میروند.

آیا کسی که امروز بدنبال نان نیست فردا دنبال فوتبال میرود.آنها این کار را برای قدرت روانی یعنی روحیه جنگندگی-اعتماد بنفس و انگیزه استفاده می کنند.

آموزش اخلاق در اکادمی فوتبال

در یکی از بازی های بارسا تماشاگری در میدان بازی به مسی حمله می کند و با سیلی او را میزند ولی مسی کوچکترین واکنشی نشان نمی دهد زیرا در آکادمی فوتبال اخلاق را یاد گرفته و در انجا قبل از اینکه فوتبال یاد بدهند اخلاق را به بازیکنان یاد میدهند.

نظم و انضباط

در سال ۲۰۱۱-۲۰۱۰ به دلیل اشکال در یک دستگاه فکس-مدارک مورد نیاز تنها یک دقیقه پس از پایان فرصت نقل و انتقالات به سازمان لیگ المان رسید و انتقال اریک ماکسیم چومتونیگ المانی-کامرونی از هامبورگ به تیم کلن صورت نگرفت.

استفاده از افراد متخصص

وقتی مسئولین تیم ملی فوتبال آلمان بعد از ناکامی در جام جهانی ۹۸ متوجه شدند که به کار بدنی بهتر و بیشتر نیاز دارند.کلیزمن از امریکا ۱۰ بدنساز با خودش آورد که هریک به ارتقاء تخصصی یک فاکتور بدنی(سرعت و استقامت و...)پرداختند.

برنامه ریزی و مدیریت صحیح

بیست و چند سال پیش ژاپنی ها که ورزش اول آنها گلف بود برای علاقمند ساختن نوجوانان و جوانان به فوتبال ، کارتن فوتبالیست ها را ساختند که در جهان آوازه شد ،در آن کارتن که نماد فوتبال ژاپن در اینده بود مسائلی چون:

۱-علاقه به توپ که همیشه میگفتند توپ دوست ماست

۲-تلاش در سخت ترین شرایط:با وجود اینکه کاکرو از خانواده ای فقیر بود بعد از کار به فوتبال میرفت و تلاش می کرد

۳-در آن کارتن انها قهرمان اسیا شدند و به جام جهانی رفتند و مقابل آرژانتین پیروز شدند و ما به انها می خندیدیم ولی حالا انها حالا جزء برترین تیمهای اسیا هستند و هر دوره به جام جهانی می روند و ما هنوز می خندیم.

و بسیاری مسائل دیگر که همچنان عامل تفاوتهای بسیار فوتبال سخیف ما و پیشرفته اروپا را میتوان در آن بر شمرد ...!!!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

بارسا 750 پاس می‌دهد ما 200 تا/ جلال چراغپور: جابه‌جایی بازیکنان ما کم است/ اینجا پیرمردها می‌درخشند، چون نیازی به چالاکی نیست

در بارسا هر بار که بازیکنان این تیم صاحب توپ می‌شوند تعداد پاس‌ها به ۱۵ می‌رسد تا یا شوت بزنند یا برسد به حریف. اما فوتبال ما مثل پینگ‌پنگ است و هر دو ثانیه مالکیت توپ عوض می‌شود!‌ 

 جلال چراغپور مهمان این هفته برنامه سکو بود. این برنامه که از شبکه استانی باران پخش می‌شود هر هفته وقایع فوتبال ایران را با نگاهی کار‌شناسی آنالیز می‌کند.

چراغپور در ابتدا گفت: اگر ما یک بررسی از فوتبال کشورمان انجام بدهیم غرض و هدف ما این نیست که از فوتبال‌مان انتقاد بکنیم چون به هرحال فوتبال کشور ماست، و از طرف دیگر نمی‌خواهیم جنبه‌های منفی کار را در نظر بگیریم. ما می‌خواهیم چهرهٔ فوتبال‌مان را نشان بدهیم. چراغپور تصریح کرد: همه جا می‌گویند فوتبال ما! می‌خواهیم ببینیم این چه فوتبالی است که ما می‌گوییم فوتبال ما.

بازیکنان ما نمی‌دوند!

وی در همین زمینه گفت: آن چنان به پوستهٔ فوتبال پرداخته می‌شود که هسته اصلی آن فراموش شده. هم کار‌شناسان، هم برنامه‌های تلویزیونی، هم رسانه‌ها و هم گویندگان آن چنان پوستهٔ فوتبال را به شدت مورد نظر قرار داده‌اند که ما از هسته غافل شدیم، در حالی که عمر همهٔ پوسته و بقای آن به هسته است. در گام اول ما باید یک معیار داشته باشیم. ما باید یک ایده‌آل داشته باشیم تا بتوانیم فوتبال‌مان را مهندسی معکوس بکنیم. مثل بارسلونا، منچستر یا بایرن‌مونیخ. این‌ها می‌تواند معیار ما باشد در این بررسی......

چراغپور در بیان نقطه نظرات‌اش ادامه داد: اگر آمار فوتبال آن‌ها را نگاه کنیم می‌بینیم آن‌ها در طول یک بازی به‌طور میانگین 10700 متر می‌دوند و ما در بهترین شرایط 6400 متر می‌دویم. این سه هزار و اندی متر کجا گم می‌شود؟ این رقم کجا کم‌کاری می‌شود؟ طول و عرض زمین که برای همه یکسان است. در یک نتیجه‌گیری منطقی مشخص می‌شود که آن‌ها زمان پس گرفتن توپ‌شان بسیار کم است، یعنی ما جابه‌جایی‌مان کم است.

پاس نمی‌دهیم و ریتم نداریم!

وی در ادامه در مورد پاس در بازی فوتبال نیز گفت: یکی از اندیشمندان بزرگ فوتبال می‌گوید «پاس همه چیز فوتبال نیست اما بدون پاس نمی‌شود فوتبال بازی کرد.» در فوتبال دو نوع پاس می‌شود داد؛ پاس به پا و پاس به فضا. اما چون بیشتر پاس‌های ما به پا داده می‌شود نه فضا، بنابراین تعداد پاس تبدیل می‌شود به پاس‌های قابل پیش‌بینی و بدون ریسک. به طور مثال در بارسلونا تعداد پاس‌ها در هر مرحله که بازیکنان این تیم صاحب توپ می‌شوند به ۱۵ پاس می‌رسد تا یا شوت بزنند یا برسد به حریف. در حالی که فوتبال ما مثل پینگ‌پنگ است هر دو ثانیه توپ بین طرفین جابه‌جا می‌شود. در فوتبال ما تعداد پاس‌ها در کل بازی به ۲۰۰ می‌رسد، در حالی که در تیمی مثل بارسا ۷۵۰ پاس در این مدت رد و بدل می‌شود.

وی در مورد ریتم در فوتبال که خود آن را تعریف کرده، چنین توضیح داد: هر بار که تماشاگر به هیجان بیاید یک ریتم اتفاق افتاده است. چراغپور در همین ارتباط به یک نکته جالب اشاره کرده و افزود: در فوتبال ما هر سه دقیقه یک ریتم اتفاق می‌افتد و این در فوتبال روز دنیا هر ۲۷ ثانیه یک بار است. پس تماشاگر ما ارضای فنی نمی‌شود بنابراین کمتر رغبت به تماشای این فوتبال دارد.

فوتبال ما پیر شده است!

این کار‌شناس فوتبال که مدت‌هاست در برنامه‌های تلویزیونی غایب است، آن‌گاه به مورد دیگری در فوتبال ما که خود به عنوان یک نمونه مورد مطالعه قرار داده است، پرداخته و ابراز داشت: در لیگ برتر خودمان بازیکنی داریم که در ۱۶ بازی لیگ بر‌تر فقط یک شوت زده! در حالی که کریستیانو رونالدو فقط در یک بازی ۱۱ شوت زده است! اگر به شما دوتا بلیت بدهند، شما که کدام بازی را انتخاب می‌کنید؟

در ادامهٔ گفت‌و‌گوی سکو با جلال چراغپور، وی به پیری در فوتبال و نقش مدیران عامل در این مقوله اشاره کرد و در همین رابطه گفت: چون در این فوتبال چالاکی نیاز نیست، پس بازیکن‌های ما وقتی در فوتبال اروپا بازنشسته می‌شوند، می‌آیند در ایران و چند سال در اینجا با قراردادهای بالا بازی می‌کنند. در حالی که در سال‌های گذشته فوتبال ما این‌گونه نبود و ما در آن سال‌ها ۱۸- ۱۹ بازیکن در لیگ‌های اروپایی داشتیم. جالب این است که بعداز چند سال جریان برعکس شد؛ یعنی بازیکنانی از اطراف و دور و بر کشورمان را به ایران می‌آوریم که ایمون زاید نمونه‌اش است. این اتفاق باعث شده که عمر بازیکنان فوتبال ما از ۳۱ سال به ۳۲ و همچنان بالا می‌رود. حالا فوتبالی دارید که مولفه‌های اصلی خود را ندارد. حالا بروید و یک مربی خارجی برای تیم ملی بیاورید. او هم باید از همین‌ها تیم‌اش را تشکیل بدهد. راه دیگری که نیست.

همه چیز از در اتاق مدیران شروع می‌شود!

چراغپور در بخش دیگری یک گلوگاه استراتژیک فوتبال را «در» دانست! و آن را درب اتاق مدیران عامل باشگاه‌ها نامید و گفت: اگر این مدیران تنها به فکر ترانسفر باشند و یا بازیکنی که دورانش را طی کرده و مربی هم او را نمی‌خواهد، این مدیر او را بخواهد، چه می‌شود کرد؟ این اتاق نباید پوسته‌نگر باشد و این نشان می‌دهد که ما راهبردی و استراتژی نگاه نمی‌کنیم. فوتبال ما پیر شده، ما باید اگر جوانی از در این اتاق وارد شد، کسی را داشته باشیم که دست او را بگیرد.

میهمان این برنامه در پایان در مورد نقش آموزش در فوتبال نیز گفت: فوتبال ما در این مقوله باید به‌روز شود. آنچه امروز در فوتبال ما به آن پرداخته می‌شود و مورد آموزش قرار می‌گیرد، مربوط به ۴۰ تا ۵۰ سال پیش است؛ در حالی که شیوهٔ روز در امر آموزش چیز دیگری را مطرح می‌کند. کمیتهٔ آموزش ما باید از این خواب بیدار شود. ما خودمان باید این تغییرات را توسط کار‌شناسان در فوتبال خودمان اعمال کنیم. همین شیوهٔ منسوخ در امر آموزش پایه باعث شده که فوتبالیست ما که جوان است، پیرمردی بازی می‌کند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

۱ - اگرتیم و همه بازیکنان در یک مسابقه عملکرد بسیار خوبی ارائه نمودند مربی باید بلافاصله پس از پایان بازی آنها را تشویق و تحسین نماید.تقویت خاطره لذت بخش یک بازی موفقیت آمیز بسیار سودمندخواهد بود.

۲ - از سوی دیگر چناچه یک بازیکن ضعیف ظاهر شد یا اگر تیم یک مسابقه بد ودلسرد کننده ای داشت از انتقاد و ایراد گرفتن بلافاصله پس از پایان مسابقه خودداری نماید.در چنین مواردی لازم نیست رنجش و درماندگی بازیکن را افزایش دهید.

۳ - معمولا بلافاصله پس از پایان مسابقه عواطف و احساسات بازیکنان بسیار بالا و شدید است.بدون توجه به احساس ناامیدی و رنجش خود از اظهار نظر منفی در مورد بازیکنان خودداری کنید.

۴ - مربی باید درک نماید که معمولا بازیکنان سعی می کنند در حد توان خود بهترین بازی را ارائه دهند.هنگامی که بازیکن دچار اشتباه شده یا تیم شکست می خورد آنها شدیدا بیمناک و غمگین می شوند. مقصر دانستن یا سرنش بازیکنان بلافاصله پس از پایان مسابقه هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت.به جای آن چنانچه درماندگی و رنجش بر بازیکنان مستولی گرددمربی باید صرفا با پیامهای اجرائی بازیکنان را آگاه نموده سپس محل مسابقه را ترک نماید.

۵ - علت یابی وقایع مسابقه را به روز بعد زمانی که عواطف و احساسات فروکش کرد موکول نمائید. حتی اگر پس از 24 تا 48 ساعت پس از مسابقه بازیکن یا بازیکنان تیم را به خاطر ضعف و ناتوانی سرزنش کنیم نتیجه کمی حاصل خواهد شد.در عوض مربی باید نکات مهم مربوط به عملکرد و سطح اجرای خوب بازیکنان را یادآوری و بازیکنان را تشویق نماید.

۶ - چنانچه عدم موفقیت در یک مسابقه به دلیل اجرای ضعیف یک بازیکن به وجود آمد در این صورت این بازیکن را اطمینان دهید که نظر شما در مورد او تغییر نکرده و او همان کسی است که در پیروزی های قبلی تیم نقش داشته است. سعی کنید که با بازیکن کار کنید و علت اجرای ضعیف اورا مشخص کنید.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

IFCA: کارشناس فوتبال ایران با اشاره به اتفاقاتی که پس از شکست برابر ازبکستان رخ داد و پیشنهاداتی که برای ایجاد تغییرات در کادر فنی و ریاست فدراسیون ارائه شد گفت: فوتبال ما به یک دکترین جدید نیاز دارد و تغییر رئیس فدراسیون یا سرمربی تیم ملی چاره کار نیست.

 

مجید جلالی درباره صحبت‌هایی که نسبت به تغییر علی کفاشیان و "کارلوس کی‌روش" مطرح می‌شود، تصریح کرد: اینکه باید در فوتبال تغییراتی داشته باشیم اجتناب ناپذیر است ولی این تغییرات باید در دیدگاه‌های کلان مطرح شود و سیاست‌گذاران کلان باید در دیدگاه‌هایشان تجدید نظر کنند.

به گزارش مهر، وی افزود: ما 30 سال است که مدام مربی و رئیس عوض می‌کنیم ولی هیچ نتیجه‌ای نمی‌گیریم. این مسئله صرفا اقدامی برای آرام کردن افکار عمومی است. ما باید این را بپذیریم که فوتبال به دکترین جدید نیاز دارد و دکترین قدیم باید تغییر یابد. وقتی تیم جوانان ما 40 سال نتیجه نمی‌گیرد و یا تیم امید هم در این مدت به المپیک نمی‌رود خود به خود به این نتیجه می‌رسیم.

* با تغییر سرمربی مشکلی حل نمی‌شود

سرمربی پیشین تیم فوتبال فولاد خوزستان یادآور شد: من از دو سال پیش مرتب می‌گفتم که مشکل فوتبال ما مربی نیست و حتی با آوردن مربیان بزرگ هم مشکلی حل نمی‌شود. فوتبال ما باید آسیب شناسی شود چرا که با تغییر سرمربی مشکلات مرتفع نمی‌شود.

* دلال‌های کلاس B فعال شده‌اند

" دلال‌های کلاس B فعال شده‌اند و این موضوع برای فوتبال خطرناک است". جلالی با بیان این مطلب تاکید کرد: در حال حاضر نباید اجازه بدهیم دلالان A و B فعالیت کنند. دلالان بین المللی و داخلی در رقابت و تعارض با یکدیگری هستند و در این شرایط دنبال تغییر سرمربی هستند که سودش را فقط خودشان می‌برند.

* باید تکلیف‌مان را با خودمان مشخص کنیم

جلالی درباره اقدام بعضی از اعضای مجمع برای برکناری کفاشیان هم گفت: من اصلا روی تغییر کفاشیان بحثی ندارم و آنرا مناسب نمی‌دانم چون با این ساختار هر شخص دیگری هم بیاید مشکلی حل نمی‌شود. از یکطرف به جوامع بین المللی می‌گوییم فدراسیون فوتبال ما یک نهاد خصوصی و غیر دولتی است اما از طرف دیگر تمام قواعد حاکم بر آن دولتی است. برای همین باید ابتدا تکلیف خودمان را مشخص کنیم.

* با دکترین جدید فوتبال را از باتلاق بیرون بکشیم

وی خاطرنشان کرد: اینکه بگوییم کی‌روش و کفاشیان بروند چاره کار نیست. فوتبال ما همواره در معرض سقوط بوده است. ما باید شکست را بپذیریم، از مردم عذرخواهی کنیم و طرحی نو پیدا کنیم تا فوتبال را از این باتلاق بیرون بکشیم. چنین کاری با طراحی یک دکترین جدید عملی می‌شود.

* فدراسیون به من پیشنهادی نداده است

جلالی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اظهار بی اطلاعی از پیشنهاد فدراسیون فوتبال به او، خاطرنشان کرد: من صحبتی با فدراسیون فوتبال نداشته‌ام و چنین خبری را از شما می‌شنوم. وقتی هویت چنین خبری معلوم نیست مجاز نیست درباره‌اش صحبت کنیم.

* فرهنگستان در چند شهر فعال شده است

رئیس کانون مربیان فوتبال همچنین درباره راه اندازی فرهنگستان فوتبال در چند شهر، گفت: در شهرهایی مثل کاشان، بندر گز و آران بیدگل این فرهنگستان راه اندازی شده است و به زودی در گرگان، نیشابور و چند شهر دیگر سایر فرهنگستان‌ها فعال می‌شود. قرار است ظرف دو سال آینده پایگاه‌های ما در کل کشور راه اندازی شود.

وی در پایان گفت: در فرهنگستان فوتبال علاوه بر ورزش و بسته به امکانات و فضایی که در اختیار داریم، در سه مقوله دیگر یعنی اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی برنامه داریم که از آن جمله می‌توان به آموزش زبان، خطاطی و نقاشی اشاره کرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()

 

بااستاد مجید جلالی درباره حضور پپ در بایرن مونیخ

آلمان می خواهد به حکومت اسپانیا بر فوتبال جهان پایان دهد

حضور پپ گواردیولا در فوتبال آلمان موضوع ساده ای نیست. به نظر می رسد آلمان ها از جذب سرمربی سابق بارسلونا هدف های بزرگی را دنبال می کنند؛ اهدافی که مجید جلالی اعتقاد دارد تنها یک تصمیم باشگاهی نبوده و یک اراده ملی برای جذب این مربی بزرگ در کار بوده است. گفت وگوی اختصاصی مثلث با این کارشناس علم گرای فوتبال ایران را می خوانید.

اگر بخواهیم درباره پپ گواردیولا صحبت کنیم باید از کجا شروع کنیم؟

من اعتقاد دارم آن چیزی که پپ را از سایر مربیان در دنیای فوتبال متمایز می کند روحیه ساختار شکن این مربی است. پپ در همه زمینه ها یک مربی ساختار شکن است. در ادبیاتی که به کار می برد. در روش های انضباطی اش، در تمریناتی که برای تیمش در نظر می گیرد، در روبرو شدن با رسانه ها و همکارانش و به طور کلی در همه زمینه ها پپ شخصیتی ساختار شکن دارد.

این روحیه چه کمکی به او کرده است؟

خب ساختار شکنی همیشه مزایا و معایبی را برای فرد ساختار شکن همراه دارد اما برای پپ بیشتر تبعاتی مثبت همراه داشته است آنجا که او با همین روحیه موفق شده تولیدات جدیدی را به دنیای فوتبال عرضه کند. تولیداتی که هم خودش و هم دیگران را وادار به فکر کرد.

منظور شما از دیگران چیست؟

دیگران یعنی مخالفان پپ. ببینید، خیلی ها وقتی می خواستند درباره پپ صحبت کنند شکل بازی بارسلونا یعنی ایده پاس کاری های فراوان میان بازیکنان را موضوعی کم اهمیت جلوه می دادند. برای مخالفت خود نیز دلایلی ارائه می کردند. مثلا می گفتند 80 درصد گل هایی که در جام جهانی به ثمر رسیده است حاصل کمتر از 3 پاس بوده است. بنابراین چه دلیلی دارد که توپ بی مورد میان بازیکنان ردو بدل شود. این اتفاق مهمی نیست و نباید خیلی به آن توجه کرد. اینها مخالف خوانی منتقدان پپ بود اما عده ای از مربیان هم درباره سبکی که مجری اصلی اش پپ بود تامل کردند.

مخالفان پپ بیشتر از کدام کشورها بودند؟

از انگلیس و آلمان. مربیان شاغل در این دو کشور بارها علیه سبک پپ بدون آنکه به جزییات آن بیندیشند موضع گیری کردند اما خب گروه دیگری از مربیان فوتبال هم تصمیم گرفتند به جای مخالفت های آنی تامل در شیوه بازی بارسا را در دستور کارشان قرار دهند.

آیا تنها پپ بود که باعث شد این سبک از بازی "تیکی تاکا" در بارسا جا بیفتد؟

نه، پپ در این جریان تنها نبود. 15 سال قبل کرایوف و بعد از آن لوئیز ونگال و البته رایکارد این سبک را در بارسا تجربه کردند. اما این پپ بود که مجری نهایی این سبک بود. شاید جالب باشد که بدانیم آرسن ونگر هم این سبک را به خوبی درک کرد و قصد داشت در آرسنال این شیوه بازی را پیاده کند اما خب آن چیزی که پپ را همه کاره تیکی تاکا کرد این بود که وی این شیوه بازی را به بازدهی کامل رساند. هر چند شروع کننده های این راه بزرگ ونگال و رایکارد بودند.

اما پپ مجری اصلی بود. نه؟

دقیقا. او مجری اصلی بود و به دنیای فوتبال نشان داد که این سبک از بازی سبک برتری است. البته به هیچ وجه نباید از روش هایی که پپ برای اجرایی کردن این سبک در نظر گرفت غافل شویم.

راستی شما به روحیه پپ در مواجه با بازیکنان ، رسانه ها و حتی همکارانش صحبت کردید. در این باره شاید بهتر باشد بیشتر توضیح بدهید. چرا پپ در این زمینه هم متفاوت است؟

قبل از اینکه پپ گواردیولا به بارسا بیاید امثال لوئیز ونگال و رایکارد در این تیم کار کردند. مربیانی که اگر چه اصول خاص خودشان را داشتند اما بالاخره در مواقعی پیش می آمد که علیه داور، رسانه ها و حتی همکاران خود یعنی مربیان تیم های رقیب موضع گیری و پرخاشگری می کردند. به عنوان مثال یک بار در دوره مربیگری ونگال نخست وزیر اسپانیا علیه برخی تصمیمات ونگال در بارسا دست به انتقاد زد و این مربی بلافاصله و با تندترین شکل ممکن پاسخ نخست وزیر اسپانیا را داد و به او گوشزد کرد که او همه کاره امور فنی بارسا است و به کسی اجازه دخالت نمی دهد. در واقع پپ هم به اصول خود پایبند بود اما ادبیاتی را به کار می گرفت که از او چهره ای قابل احترام ساخت نه چهره ای پرخاشگر. خیلی از مربیان در دنیای فوتبال هستند که دست به لجبازی می زنند. مانچینی در منچستر سیتی و فرگوسن در منچستر یونایتد از جمله همین مربیان هستند. اما پپ هیچ وقت در مورد داور، بازیکنان و همکارانش تندخویی نکرده است و همواره با احترام درباره دیگران سخن گفته است. حتی وقتی مورینیو که مقابل پپ اکثرا چهره ای بازنده بود درباره وی بارها دست به بداخلاقی زد و جنگ روانی راه انداخت پپ اصلا درباره او و تیمش حرفی نزد. خب یک مربی چطور باید بزرگ بودن خود را نشان دهد. یا به عنوان مثال خیلی ها هنوز فراموش نکرده اند که گواردیولا در آستانه فینال بزرگ اروپا میان بارسا و منچستر یونایتد چگونه درباره فرگوسن سخن گفت و او را معلمی بزرگ در دنیای مربیگری خواند. او درباره رقیب خود اینگونه سخن گفت و چند روز بعد فرگوسن را در مستطیل سبز شکست داد و جام قهرمانی را از آن بارسا کرد.

در واقع می توان گفت پپ گواردیولا یک استثنا در دنیای مربیگری است. درست است؟

او یک الگو است. یک الگوی جدید. ما مربیان با اخلاق و دانشمند زیادی در دنیای فوتبال داشته ایم که اتفاقا روحیه شان به پپ نزدیک است اما چون مربیان برنده ای نبوده اند ناخودآگاه از گردونه مربیان جریان ساز در دنیای فوتبال خارج شده اند اما پپ هم روحیه بزرگ منشانه ای دارد و اخلاق خوب او قابل تحسین است و هم اینکه موفق شده نتایج خیره کننده ای کسب کند و جام های متعددی را به دست بیاورد.

آقای جلالی! عده ای معتقدند اگر تیم ملی اسپانیا حالا چند سالی است که همه جام های بزرگ در فوتبال را از آن خود می کند یکی از عوامل موثر این افتخارات شخص پپ گواردیولا است. چون در واقع فوتبال اسپانیا از سبک بازی بارسا الهام گرفته است. نظر شما چیست؟

ببینید، در این مورد نمی توان تا این حد با قاطعیت سخن گفت. پپ قطعا تاثیر ویژه ای داشته است. اما تیکی تاکا البته نه با شیوه ای که بارسا آن را ارائه می کند بلکه در طبقه ای متفاوت در رئال مادرید هم ارائه شده است. در دوره مربیگری دل بوسکه این سبک از بازی در رئال مادرید چشمگیر بود. البته باز هم باید تاکید کنم که پپ سهم عمده ای در موفقیت های فوتبال ملی اسپانیا داشته است اما جالب است بدانید که تئوری تیکی تاکا در دوره مربیگری دل بوسکه نیز مطرح شده بود و کم کم در فوتبال اسپانیا جا افتاد. وقتی آراگونش در یورو 2008 تیم ملی اسپانیا را به عنوان قهرمانی رساند در واقع دوران طلایی فوتبال اسپانیا آغاز شد و کم کم تیم های بزرگ فوتبال اسپانیا یعنی رئال مادرید و بارسلونا به این شیوه بازی روی آوردند که البته بارسا در این زمینه چند گام بالاتر از رئال حرکت کرد.

به نظر شما چرا پپ با همه موفقیت هایی که در بارسا به دست آورد و با محبوبیت بی نظیری که نزد هواداران این تیم به دست آورده بود در اوج تصمیم به خداحافظی از کاتالان ها گرفت؟

او بهترین تصمیم ممکن را گرفت. پپ به خوبی می دانست که یک مربی نمی تواند آهنگ کارش را برای سال های متمادی با یک تیم در یک سطح حفظ کند. او به خوبی می دانست که روی دیگر موفقیت در دنیای مربیگری دوران افت و ناکامی است به همین دلیل نمی خواست این ناکامی را در یکی از بزرگترین باشگاه های دنیا یعنی بارسلونا تجربه کند. اگر اراده می کرد می توانست تا 10 سال دیگر هم در بارسا بماند اما او علاقه ای نداشت که در بارسا دوران افت را تجربه کند. در واقع پپ می توانست فرگوسن بارسلونا شود اما او تصمیم گرفت گواردیولا باشد. رازهایی را برای خودش نگه دارد و تا مدتی به خودش و افکارش استراحت بدهد.

این کار چه فایده ای برای او داشت؟

این تصمیم باعث شد تا او همچنان مورد توجه خیلی از باشگاه های بزرگ دنیا قرار بگیرد. پپ رازهای بزرگی را هنوز در ذهن خودش نگه داشته است. رازهایی که خیلی ها به دنبال رمزگشایی آن هستند. اگر شما به تاریخچه فوتبال نگاه کنید متوجه می شوید که مربیانی که حرف هایی برای گفتن داشته اند سرنوشت کاری شان نیز پر از اتفاق بوده است. در واقع این نوع مربیان ناخواسته فکرهای مخالف فراوانی را باعث می شوند. مربیان مخالف شبانه روز تلاش می کنند تا از طریق فکرهایی بر ضد امثال گواردیولا خودشان و ایده شان را مطرح کنند.

اما پپ می توانست به بارسا برگردد. چندی پیش شایعه بازگشت وی به بارسا سروصدای زیادی راه انداخت اما او به ملاقات تیتو رفت و همه شایعات را تکذیب کرد. چرا؟

روشن است. همین روحیه از پپ یک مربی بی نظیر ساخته است. تصمیمات او مانور تبلیغاتی نیست. ما مربیان زیادی را می شناسیم که همواره به دنبال هیاهوی رسانه ای هستند و از هیچ کوششی برای تخریب دیگر مربیان دریغ نمی کنند اما وقتی پپ از بارسا جدا می شود به دنبال اهداف تازه ای در زندگی حرفه ای اش می گردد. همه ما می دانیم که وقتی پپ از بارسا جدا شد باشگاه های زیادی به دنبال جذب او بودند. قطری ها سخت در اندیشه جذب پپ بودند و با کمال میل مبلغی را به او می پرداختند که در تاریخ فوتبال باور نکردنی بود. اما پپ به قطر نرفت. او این فرصت را به خودش داد که بیشتر به بازسازی روحی و فکری خودش بپردازد.

او آن قدر صبر کرد که بالاخره بهترین پیشنهاد ممکن از راه رسید. این طور نیست؟

قبل از اینکه به موضوع پیوستن پپ به بایرن بپردازیم باید نکاتی را درباره فوتبال آلمان بررسی کنیم. ببینید، آلمان ها از سال 2001 به بعد دوره جدیدی را در فوتبال کشورشان آغاز کردند. دست به استعدادیابی زدند، برنامه های توسعه فوتبال ملی شان را پیگیری کردند و به این ترتیب نسل جدیدی در تیم ملی آلمان شکل گرفت که توانست تحسین خیلی ها را همراه داشته باشد. در یورو 2012 خیلی  از کارشناسان تاکید داشتند که تیم ملی آلمان قطعا جام قهرمانی را بالای سر می برد اما وقتی به آن شکل مقابل تیم ملی ایتالیا بازی را واگذار کردند و از رسیدن به فینال محروم ماندند از خودشان سئوالاتی را پرسیدند. اینکه ما چه چیزی کم داریم که با این نسل طلایی و با این فوتبال زیبا نیز نمی توانیم به جام قهرمانی برسیم؟ کم کم سئوال مهم تری هم شکل گرفت؛ فوتبال فردا چه فاکتوری دارد که ما نداریم؟ بعد به این نتیجه رسیدند که موضوع مالکیت توپ بسیار اهمیت دارد. برای دستیابی به این فن آنها چه باید می کردند جز اینکه مجری اصلی این طرح بزرگ را به مونیخ ببرند.

خب شاید مربیان دیگری هم بودند که می توانستند این شیوه از بازی را در بایرن مونیخ پیاده کنند. این طور نیست؟

بله، همین طور است. اما آلمان ها روحیه خاصی دارند؛  آنها علاقه ای به کپی ندارند. وقتی می توانند مربی که در این زمینه امتحانش را به خوبی پس داده است را به بایرن ببرند چرا باید سراغ دیگر مربیانی بروند که تضمین بالایی درباره موفق شدن شان وجود ندارد. در واقع آلمان ها به دنبال معمار اصلی سبک تیکی تاکا بودند و این معمار را به بایرنی بردند که تیمی بسیار تاثیر گذار در فوتبال ملی آلمان محسوب می شود.

ایا آلمان ها قصد دارند از حضور پپ در بایرن مونیخ به نوعی در معادلات فوتبال ملی خود نیز بهره ببرند؟

شک نکنید که همین طور است. چندی پیش مدیر فنی تیم ملی آلمان مصاحبه ای انجام داد که می تواند به خوبی پاسخ این سئوال را بدهد. او در مصاحبه اش تاکید کرد که ما قصد داریم از طریق تیکی تاکای اسپانیایی جام جهانی 2014 را بالایی سر ببریم. گمشده فوتبال آلمان همین جام قهرمانی است و حالا آنها با حضور پپ می خواهند راه های میانبر را برای رسیدن به این جام پیگیری کنند. البته همه اینها یک تحلیل به حساب می آید. ممکن است پپ دوره ای را در بایرن کار کند و حتی نتواند آن طور که انتظار می رود موفق شود. اما مهم این است که او همین حالا تصمیم درستی گرفته است. همه این موضوعاتی که مطرح می کنیم در واقع به فوتبال فردا برمی گردد. من زمانی در مورد این مساله صحبت کردم. فکر می کنم در جام جهانی آفریقای جنوبی بود که به عنوان کارشناس در یکی از بازی های تیم ملی اسپانیا حضور پیدا کردم و موضوع فوتبال فردا را مطرح کردم. روز بعد کارشناس دیگری به برنامه رفت و به نوعی با تمسخر درباره حرف های من صحبت کرد. البته مجری برنامه نیز با آن کارشناس همراهی کرد اما اهمیتی نداشت چون خیلی ها در این مورد تحمل فکر کردن به ایده دیگران را ندارند. این همان حلقه مفقوده فوتبال ما است یعنی به جای فکر کردن و تحمل ایده های یکدیگر به تخریب و تمسخر روی می آوریم. مربیان فردا همواره به سلاح تحمل ایده های دیگران مجهز هستند. حالا اگر بخواهیم به بحث خودمان برگردیم باید بگویم هیچ کس جزییات موضوع مهم مالکیت توپ را بهتر از سرمربی بارسلونا نمی داند.

آلمان ها دقیقا به چه دلیلی سراغ پپ رفته اند؟

آنها حالا مجری اصلی سبک برتر دنیای فوتبال را در اختیار دارند. آلمان ها می خواهند ضریب موفقیت در جام جهانی 2014 برزیل را بالا ببرند. خیلی از کشورها با برنامه های بلند مدت سعی می کنند که ضریب موفقیت شان در جام جهانی را حتی برای 2 درصد بالا ببرند حال آنکه حضور پپ در فوتبال آلمان می تواند موفقیت آنها در برزیل را حداقل 20 درصد بالا ببرد.

آبا آلمان ها می خواهند سبک فوتبال خودشان را تغییر بدهند؟ این کار به سادگی انجام نخواهد شد. درست است؟

دقیقا همین طور است. آنها چنین تصمیمی دارند و برای ایجاد تغییر در سبک فوتبال ملی خود از تیم های بزرگ خود شروع می کنند. آنها برای پیشرفت کردن خود را از تعصبات بی مورد رها کرده اند. مثلا آنها نمی گویند بایرن مونیخ را تنها یک پیشکسوت بایرنی باید هدایت کند. اتفاقی که در فوتبال ما رخ می دهد. در پرسپولیس و استقلال این شرایط بارها پیش آمده است. آنها این تعصب بی مورد را کنار گذاشته اند چون فقط به دنبال پیشرفت هستند. به همین دلیل است که ماگات را از وولفسبورگ به بایرن آوردند. همین طور اوتمار هیتسفلد را به مونیخ بردند. آنها اسیر سنت پرستی نمی شوند چون به طور مرتب در باشگاه بایرن مونیخ همه افراد از خودشان می پرسند که منابع پیشرفت کجاست؟ در واقع می خواهم بگویم آوردن پپ به بایرن مونیخ یک تصمیم ملی بوده است نه یک تصمیم باشگاهی.

اما حالا سئوال دیگری مطرح می شود؛ چرا پپ بایرن مونیخ را انتخاب کرد؟

ما در سال 2001 برای گذراندن دوره ای حرفه ای به انگلیس رفتیم. از آکادمی باشگاه لیورپول دیدن کردیم. قبل از آن هم چند آکادمی دیگر را دیده بودیم. اندی راکسبورگ مدیر آموزش مربیان یوفا بود. او درباره استانداردهای یک باشگاه از ما پرسید. ما که به وجد آمده بودیم به آکادمی لیورپول اشاره کردیم. اندی راکسبورگ به ما گفت اگر شما باشگاه بایرن مونیخ را ببینید، متوجه می شوید که لیورپول و آکادمی آن مقابل بایرن مونیخ چیزی نیست جز یک روستا. خب با این مقدمه می خواهم به دو باشگاه بزرگ دنیا اشاره کنم؛ بایرن مونیخ و رئال مادرید. این دو باشگاه از لحاظ امکانات و ساختار در دنیا بی نظیر هستند.

پپ نمی توانست رئال مادرید را انتخاب کند.درست است؟

بله، او قطعا به رئال نمی رفت. تنها گزینه بایرن مونیخ بود. از این گذشته پپ حتما درباره این تصمیم خیلی فکر کرده است. او اگر به منچستر سیتی می رفت باید با مولتی تلیاردرهای عرب سر و کار داشت. اگر به چلسی می رفت همصحبت او آبراموویچ بود اما او در بایرن همنشین بکن باوئر می شود و با این چهره بزرگ تاریخ فوتبال طرف خواهد بود. برای پپ پول در اولویت نخست نیست. بلکه این برایش مهم است که با چه کسی یا چه مجموعه ای طرف است.

آیا او موفق خواهد شد؟

اگر او به سرمربیگری تیم ملی آلمان رسید نباید تعجب کنیم. آلمان ها به دنبال استفاده حداکثری از گواردیولا هستند. اما کار پپ بسیار سخت خواهد بود. ماموریت پپ تغییر مکتب فوتبال آلمان است و استارت این کار باید در بزرگترین باشگاه آلمانی یعنی بایرن مونیخ کلید بخورد. پروسه ای حداقل سه ساله که به نظرم پپ می تواند از عهده اش به خوبی برآید. آلمان ها تصمیم گرفته اند با تغییرروش در فوتبال خود اسپانیا را به زیر بکشند. آنها می خواهند به حکومت اسپانیا بر فوتبال جهان پایان بدهند و به همین منظور فرمانده بزرگ و اصلی رقیب را به جبهه خود آورده اند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : حمید و میلاد ابراهیمی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

قالب وبلاگ